Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages

شعر داستان سوره

صفحه اول > پایه سوم > سوره مبارکه ضحی

شعر داستان سوره

امروز حین بازی
وقتی که می دویدم
حرف دل خودم را
در سوره ای شنیدم

من دفتر دلم را
آن لحظه باز کردم
یعنی که با خدایم
راز و نیاز کردم

گفتم به او چه خوب است
خورشید آفریدی
یا در سیاهی شب
مهتاب را کشیدی

در روشنایی روز
سرگرم درس و کاریم
بعدش به استراحت
در شب نیاز داریم

آرامشی که باشد
در جمع خوب و ساده
یعنی که شب نشینی
همراه خانواده

شاعر: ندبه محمدي

Published By
m.golzar

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است

× برای درج دیدگاه باید وارد شوید